شعرهای عاشقانه
نفرین
اگر زمانی
روزگاری
روزی
به هر دليلی
خدايی رخ دهد
من نه از دست موشها و ميدان شكايت می كنم
نه از دست فيلهای روحانی
با كيلوهای چرب شكمی و رانی
نه از دست ايران و ايرانی
من از دست خودم شاكی ام
كه نمی دانم با چه جراتی
بدون خدا به دنيا آمده ام
پر روتر از اين جانداران نديده ام در جهان
كه پروارترينشان
پس افتادن های مفرط من است
يك بار هم كه شده
يك نفر جدی به من گوش كند
پاچه های فضايی
با ران كوتوله نمی خوابند
آدم ها بلند شويد
روی دست هم سوار!
يك عده دارند به ما می خندند
به قبيله ام بد جوری بر خورده است

دوستم داشته باش دوستم داشته باش بادها دل تنگ اند دست ها
بیهوده چشم ها بی رنگند
دوستم داشته باش شهر ها می لرزند برگ ها می سوزند یاد ها می گندند
باز شو تا پرواز سبز باش با اواز اشتی کن با رنگ عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش سیب ها خشکیده یاس ها پوسیده شیر هم ترسیده
دوستم داشته باش ابرها در راهند
دوستت دارم ها چه کوتاه اند اه چه کوتاه اند
دوستت خواهم داشت بیشتر از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت شادتر خواهم شد ناب تر بارور خواهم شد
دوستم داشته باش برگ را باور کن افتابی تر شو
دوستم داشته باش ابرها در راهند دوستت دارم ها اه چه کوتاه اند اه چه کوتاه اند
خواب دیدم در خواب اب ابی تر بود روز پر سوز نبود زخم شرم اور نبود
خواب دیدم در تو رود در تب می سوخت نور گیسو می بافت باغچه گل می بافت
دوستم داشته باش عطرها در راه اند اه دوستت دارم ها چه کوتاه اند چه کوتاه اند
دوستم داشته باش ابرها در راهند بادها دل تنگ اند...
کلمات از من میگریزند و من در اندوه ناب ترین ونایاب ترین واژگانی که به قهر از لای انگشتان یخ زده واز دشت
حافظه ام گریختند در غربتی تلخ هاهای گریه می کنم اما کسی را مجال دیدن گریه من نیست
من با خویش و بدون حضور همه هست که می گریم بر زخم هایی که بر بال احساس خویش زده ام
بر فرصت های نابی که از کف داده ام وبر گریزی که کلمات از من داشته اند!
تلی از تصویر وخیال را می طلبم دشتی سرشار از کلماتی و دریایی لبریز از معانی بدیع را کلماتی با چنان
باری سنگین از محتوی که بتوا نند ثقل شیدایی مرا تاب اورند که مرا بال و پر پرواز دهند که بتوانم پله پله
بر انها رو به ملکوت بروم
که بتوانم بر انها جاری شوم
تنها در جاری شدن است که من معنی می دهم ....باید بروم بودن گیاه تلخ فرسودن است
و رفتن چشمه زاییده بالیدن است باید راه بیفتم فردا سپیده دمان حرکت خواهم کرد اه چه کسی را
خواهی کشید که گلبرگ های عاطفه های گم شده ات سرشار از طراوت یاد های من اند وخوب که بیندیشی خواهی دید که من هنوز هم بوی عشق می دهم بوی اندیشیدن بوی نوشتن بوی جاری شدن
من در نوشتن باید جاری شوم !
وعشق را در سنگلاخ سینه روزگار باید بپرورانم!
من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ا ی نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم
یا یه موجود کم و با افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست
نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجوده کمو پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟
گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري
من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....
توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري
قلب ميزارم كه جا بدي
اشك ميدم كه همراهيت كنه
و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.
من که خود راضی به این خلقت نبودم ، زور بود؟
خلق ازمن درعذاب و من خود از کردار خویش،
ازعذاب خلق و من یارب ، چه ات منظور بود؟
حاصلی ای دهر ازمن غیر شرِّ وشور نیست.
مقصدت از خلقت من ، سیر شرّوشور بود؟
ذات من معلوم بودت نیست مرغوب. از چه ام،
آفریدستی٬زبانم لال٬چشمت کور بود؟
ای چه خوش بود چشم می پوشیدی از تکوین من،
فرض می کردی که ناقص، خلقت یک مور بود.
ای طبیعت گر نبودم من، جهانت عیب داشت؟
ای فلک گر من نمیزادی، اجاقت کور بود؟
قصد تو از خلقت من ، خود یقین دارم فقط،
دیدن هر روز یک گون رنج جور واجور بود.
گر نبودی تابش استارهء من در سپهر،
تیر و بهرام و خور و کیوان و مه بی نور بود؟
راست گویم ،نیست جز این علت تکوین من،
قالبی لازم برای ساحت یک گور بود.
آفریدن مردمی را بهر گور اندر عذاب،
گر خدائی هست ز انصاف خدائی دور بود.
گر من اندر جای تو بودم امیر کائنات،
هر کسی از بهر کار بهتری ماءمور بود.
آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد،
از چه کرد این آفرینش را٬مگر مجبور بود؟
ميروي تا با نبودن عشق را پر پر کنی
میروی با اشک حسرت ، دیده ام را ترکنی
آن همه گفتی نگاهت با نگاهم زنده است
من نباشم ، می توانی روزها را سر کنی
در نبودت گریه کردم ، آینه احساس کرد
آینه شو ، گریه ام را حس کنی باور کنی
سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی
عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی 
بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره
کاش می شد قصه عشق مرا باور کنی
فال
د
د متولدين ارديبهشت: از انتقاد و سرزنش دست بكشيد و فضاي خانوادگي و حرفهاي خود را به فضايي دوستانه مبدل سازيد. براي هماهنگي سلامت جسم و روح تلاش كنيد. بدانيد كه زندگي وسعتپذير است و يك لحظهاش را نبايد تباه كرد تا آنكه به هدفها دست يابيد. د
د متولدين خرداد: به راحتي نميتوانيد با كسي صحبت كنيد و در اين مورد كمي مشكل داريد. شخصی را امروز ملاقات میکنید که به او علاقهمند هستید و او كاملا از لحاظ فرهنگي با شما متفاوت است و این مشکلاتی را برای شما به همراه خواهد داشت. د
د متولدين تير: از جمله كساني هستيد كه مرتب در حال جدل و پس زدن رقبائيد و به اصطلاح ميكوشيد تا به حق خود برسيد. در زمينه مسائل احساسي و عاطفي، يك نوع يك دندگي و لجاجت دیده میشود كه تا حدي باعث كدورت شده ولي امروز روزیست که در پايان به نقطه روشن و مثبت خواهید رسید. د
د متولدين مرداد: در زمينه كاري و شغلي براي متولدين اين ماه امروز، روز موفقیت است. عدهاي كه شغل خود را به عللي از دست دادهاند امكان يافتن كار تازه بهتري دارند. سرگرم مسائل غيرضروري نباشيد كه مهمتر از اينها را در پيش داريد. اخلاق خوش را فراموش نكنيد. د
د متولدين شهريور: شما احساس خستگي شديدي ميكنيد و متاسفانه اين احساس را امروز به طور کامل در خود میبینید. ممكن است شما كاملا حق داشته باشيد كه از همه بيشتر بدانيد ولي بايد مراقب ثابت كردن اين مطلب باشيد. پس كاملا آرام به گفتگو بپردازيد و سعي كنيد حرفهاي شما توهينآميز نباشد. د
د متولدين مهر: از زندگي بهره كافي را ببريد كه اين به نفع شماست. يك نقل و انتقال بزرگ، فكر شما را به خود مشغول ساخته ولي احتياط را از دست ندهيد كه احتياط شرط اساسي عقل است. مسائل بين شما و همكارانتان يا حتي دوستان و آنهايي كه در غم و شادي شما شريك بودهاند، سرانجام به پايان خواهد رسيد. د
د متولدین آبان: تا چندی پیش روابط شما بسيار شيرين و دوستداشتني بود، ولي امروز روزي است كه كار كمي مشكل و باعث نااميدي شما شده است. متاسفانه به نظر ميرسد كه شما دوست داريد، مرتبا راجع به اين مسائل فكر و گفتگو كنيد، اما شما مسئول برخي از مسائل هستيد و مشغوليات ذهني مهمتري داريدد
د متولدين آذر: مدتي است مهرباني و محبتتان نسبت به اطرافيان بيشتر شده و ديگران نيز بياختيار با شما همينگونه رفتار ميكنند. در واقع هر چه بيشتر بخواهيد احساستان را به ديگران نشان دهيد آنها نيز بيشتر از شما و ايدههايتان حمايت ميكنند. امروز سعي كنيد يك كار جديد و غيرمعمول انجام دهيد تا عادت هر روزتان شود. د
د متولدين دی: عشق و مسائل عاطفي براي شما سببساز خوشبختي است. رازدار رازهاي خود باشيد و سفره دل را پيش هر كسي باز نكنيد. گاهي اوقات پيش آمده كه با كساني درددل ميكنيد كه چون حربه، عليه خودتان به كار ميبرند. خيلي از حرفها را جدي نگيريد. گاهي، بعضي حرفها را نشنيده بگيريد و خود را به قول معروف به راهي ديگر بزنيد. امروز زندگي عاطفيتان در بهترين موقعيت قرار دارد.د
د متولدين بهمن : از اينكه چند وقتي است كارهاي بيشتري براي انجام دادن داريد و سرتان شلوغتر شده خوشحال هستيد، حداقل باعث ميشود تا ذهنتان از مشاجرات خانوادگی دور شود. گاهي اوقات پذيرفتن اينكه اشتباه ميكنيد برايتان مشكل است، اما در نهایت به نتیجه خواهید رسید. د
د متولدین اسفند: اعصاب خسته شما نياز به استراحت دارد. در محيط كار ممكن است اختلاف نظرهايي پيدا كنيد كه بايد باحوصله باشيد و محبوبيت خودتان را حفظ كنيد. پندها و اندرزهاي اطرافيان را به گوش جان بخريد كه ارزشمند است.